تقدیم به مادرم عزیزم و معلمان بزرگوارم

دوست دارم زندگی را...

دوست دارم عشق و مودت و دوستی را...

من این عشق را از معلمانی آموختم...

که روح بنفشه ها را در وجودم دمیدند...

و جنگل خشکیده دلم را سرسبز و عطرآگین کردند...

مدتیست از گور برخاسته ام...

و موسیقی هفت رنگ عشق را می نوازم...

عشقی جاودانه از دوران کودکی...

عشق به کسی که مرا گفتن آموخت...

آداب آموخت...

و محبت آموخت...

ای نور چشمانم...

ای مونس شبهایم...

ای عزیزترین...

ای تلألو درخشان ترین زمردها بر روح و جانم...

می خوانمت در این سکوت خاموش و سرد...

به سویم بیا، مادر...

 

خب، به سلامتی اسم وبلاگ رو هم عوض کردم. من مثل آنه، نمیخوام کسی قرمزی این موها رو یادآوری کنه. درضمن آنه وقتی بزرگتر میشه، دوستاش بهش میگن رنگ موهات قهوه ای روشن هست. جمله پایین اسم وبلاگ رو هم خود آنه از یه کتاب خونده بود؛ ولی از اونجایی که توی ردموند (منظورم دانشگاه هست) اون کتاب رو با خودم نبردم، نمیتونم بگم دقیقا همون جمله رو نوشتم. به نظر من، "آنه شرلی، دختری از گرین گیبلز" خیلی بهتر از آنه شرلی با موهای قرمز هست. اگه من قراره تصور کنم آنه شرلی هستم، پس نباید "موهای قرمز" رو همه جا فریاد بزنم. بالاخره قالب همونی شد که میخواستم. صورتیش نه خیلی کمرنگه، نه خیلی پررنگ. اما بعد از روز شهادت میذارمش. در پایان شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) رو تسلیت میگم و ازتون خواهش میکنم دعا کنین کار خلاصه کتاب رو زودتر تموم کنم. از اول هم اشتباه کردم گفتم هر فصل رو توی 5 خط خلاصه میکنم. این غیرممکنه. هر کار میکنم نمیشه.

به سویم بیا، مادر...

/ 10 نظر / 5 بازدید
مصطفی

سلام . از وبلاگِ زيباتون کوتاه ديدن کردم. با سليقه ايد ، خسته نباشيد . حتما بهتر از اين هم ميشه . اگر وقت داشتيد خوشحال مي شم به دست نوشته هاي بنده سري بزنيد و نظر زيباتون رو ثبت کنيد. ضمنا! يادتون نره! تو نظرسنجي هم حتما شرکت کنيد.و اگه تمايل به تبادل داشتي حتما اعلام نمائيد. سپاس

مریم

همیشه دلم میخواست انشرلی بودم............. با همون تخیلات با همون لباس ها... و همون کالسکه هایی که سوار میشد و همون موزیک تیتراژ پایانی

انه

سلام چه قشنگ نوشتی خب باید از جزییات گذر کنی فکر کنم بهتر میشه [گل]

انه

سلام چه قشنگ نوشتی خب باید از جزییات گذر کنی فکر کنم بهتر میشه [گل] یادم رفت بنویسم قالبم قشنگه هر چند من عاشق ابیم [گل]

زینب

چطور می تواند مرگ از تو تنها گودالی پر کند؟! کم پیدایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

انه

سلام توکه سر نمی زنی [قهر] به هر حال وقت کردی بیا [خرخون][پلک]

نسیم

سلام وبلاگت قشنگه ولی قالبت مثل واسه منه.بروتو وبلاگم می بینی.راستی نظر یادت نره ممنون.[چشمک]

zz

سلام وب خوبیه وقت کردین به منم سر بزنین. منتظرتونم.بای تا های

zz

آنه ی عزیز خیلی ازت ممنونم که داستانمو خوندی ونظرتو صادقانه بیان کردی. توداستان جدیدی که دارم مینویسم حتما نکاتی که گفتی رو رعایت می کنم عزیزم. بخت یارت...[ماچ]